الفيض الكاشاني
684
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى )
دو روزى فيض را مهلت ده اى عمر * دلش با عشقبازى كار دارد « 1 » ( 225 ) رخ برافروزى دل من شعله تن اخگر « 2 » شود * ور بپوشانى زمن اين هر دو خاكستر شود طاعتش ناقص بماند هر كه ابرويت نديد * هر كه بسم اللّه نخواند كار او ابتر شود هر كه بيند روى ميمون ترا هر بامداد * تا ابد هر روز و هر دم كار او بهتر شود ديدهء دل هر كرا افتد به خط سبز تو * از طراوت سر بسر بوم دلش اخضر شود باغ رويت هر كه ديد ايمان به جنّت آورد * ور بود مؤمن به فردوس برين رهبر شود هر كه در هجرت فتد ايمان به دوزخ آورد * ور بود « 3 » مؤمن به نار ايمانش محكمتر شود هر كه بيند لعل نوشين ترا وقت سخن * در حلاوت غرق گردد سر بسر شكر شود هر كه بيند چشم و ابروى ترا وقت نگاه * خسته و مست اوفتد هم آب و هم آذر شود دل كه دربند غمت افتاد شد دُرّ يتيم * قطرهء باران چو افتد در صدف گوهر شود بهر دانش عاشقان را حاجت استاد نيست * هر كه ورزد عشق بىاستاد دانشور شود
--> ( 1 ) - بىتفاوت در نسخ ( 2 ) - چ پ ، چ ش : شعلهء اخگر . ( 3 ) - ج پ : ورد بود .